پنجشنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱

لاک

لاک افتاد روی شهر و لاکپشت شد


لاک پشت سابق بی لاک ناخن هایش را لاک می زند


همه کلاه سر کرده اند و خدمت رفته اند


سربازه ها، پاپوش خال دار می دوزند


کفش دوزک برای سربازها کلاه


عنکبوت آن قدر مضراب به تار زد


که چشم های زمین تار شد و میان تار افتاد


صیاد روزها با صید فوتبال می زند


وقت خواب


ماه نخِِ عنکبوت را دست می گیرد


صورت زمین را بند می کشد


کلاغ ها همه آنتن شده اند، صاف صاف می گیرند


سیم ها هم جاسوس


صورتشان را آنلاین به سرپنجه ی خبرگزاری کلاغ ها می کشند






پرارین حاجی زاده

0 نظرات: