پرارین حاجی زاده
باران انگشت ش را در عکس گونه ات فرو می کند
صورت ات چال می افتد
آب تصور می کند خندیده ایی
و همیشه از تصور خویش عکس می گیرد، عکاس !
تصویر فوری و درشت ت را که قهقه می زند
بر سطح گود جاده نشان ت می دهد
سر، به دروغ چشم هایت تکان می دهی
و چترت را می بندی و راه می افتی